تبليغاتX
...و بـــــاز هـم تـنهـــایــی...

خورشید هر انسان به تعداد روزهایی است که به شب می رساند

هر شبی که فرا می رسد یک خورشید خاموش می شود

خورشیدی که در روشنایش بسیاری از وقایع تلخ و شیرین آینده مان پیدا است

شاید کمی تلاش تلخی های آینده مان را نیز به شیرینی ببرد

اگر بی توجه روزمان را شب نکنیم و خورشیدمان را از کف ندهیم

+ نوشته شده در  ساعت 19:17  توسط گمنام  | 

در این هیاهو و همهمه‌ی زمانه

پیش از آنکه سرما و غربت پاییز

مغز استخوانم را سوزاند

آرام و بی‌صدا می‌گویم:

خسته‌ام...

می‌دانی که هیچ‌گاه میان ما

به سخن احتیاجی نبود

اشاره‌ی این دو مردمک قهوه‌ای

کافیست تا خود

تا آخرغربت و غم‌زدگی،

دلتنگی ِ مرا بخوانی

قرار بود بمانم

قرار بود تا همیشه

این چشمان همیشه منتظر

بر در چوبیِ کلبه‌ی نم‌زده‌ام

بماند و با سرانگشتان نازک

ستارگان خاموش را

روشن گردانم و بیدار...

تا با ضربان سرانگشتان تو

بر این در غبار بگرفته

تمام دلتنگی‌ام را از یاد برم،

دریغ و افسوس...

می‌خواهم تمام این دردها

مویه‌ها و فروریختن‌ها

نبودهای در عین بودنت را

پشت همان چهارراه‌های انتظار

شاید کنج همان نیمکت چوبی

بر سنگ‌فرش‌ پیاده‌روهای همیشه شلوغ

لابه‌لای کاغذ‌های فال آن پسرک

جا بگذارم

گمان مبر نازک نارنجی باشم

نه، من فقط

هرچه بیشتر جُستم

کمتر نشانی یافتم

بگذار این حس سرد

غربت دستان کشیده و منتظرم

در همین تابستان خاموش گردد

خیلی وقت است

واقعیت ِ معلق بودنم،

خسته‌ وُ غم‌زده‌ام کرده است  

خسته‌ام...

هوای حوصله‌ام ابریست

جانِ دلم!

+ نوشته شده در  ساعت 9:12  توسط گمنام  | 

امشب بلاخره بعد از ۵ سال رسید اما خیلی طول کشید

نه خوشحالم نه ناراحت

هچوقت فکر نمی کردم وقتی این خبر رو می شنوم یه همچین حالی بهم دست بده جدی می گم

آخه اگر ان موقع برآورده می شود خیلی جالبترتر از الان بود

 ۱۲ بامداد هلند تاریخ ۲۶ اگوست ۲۰۰۹

+ نوشته شده در  ساعت 1:25  توسط گمنام  | 

صدای باران

نگاه کن
گوش کن
پنجره مرا می خواند
باران مرا صدا می زند
باران با انگشتانش به شیشه می زند
باران مرا صدا می زند
و من
باران را خوب می شناسم
باران مدادیست
که بر همه چیز رنگ می زند
باران تیریست که
بر دلی از سنگ می زند
باران
سازیست که باز آهنگ می زند

باران باز هم مرا صدا می زند
و من
تردید می کارم
میان ماندن و رفتن
  

+ نوشته شده در  ساعت 18:35  توسط گمنام  | 

+ نوشته شده در  ساعت 22:37  توسط گمنام  | 

 


I'm here but I can still feel you
Sometimes I’m blind but I see you


You're here but so far away
The times when you want me Im missing

 you Make me feel like I’m spinning

Sometimes you get what you gain

I’m on a coaster-collision


I am not about to give in


I can’t explain my position or the condition that I’m in.

Where I am there's no limit, no walls, no ceilings


No intermission, so


Let the party begin.




Hey.. Hey.. Hey all the way


DJ let it play.


Hey Hey Can You Hear Me?


Oooow

Hey.. Hey.. Hey all the way
DJ let it play.
Hey Hey Can You Hear Me?


Oooow

Can You Hear Me? Can You Hear Me? Can You Hear Me? Can You Hear Me?


Oooow

Don’t you mean that you’re my vision


I gotta make a decision


Do I go, do I stay?

You’ve gotten into my system


You are in control of my mental


I need to mean for a stay



I’m on a coaster-collision


I am not about to give in


I can’t explain my position or the condition that I’m in.



Where I am there's no limit, no walls, no ceilings


No intermission, so


Let the party begin



Hey.. Hey.. Hey all the way


DJ let it play.


Hey Hey Can You Hear Me?

Can You Hear Me?
Hey.. Hey.. Hey all the way

DJ let it play.


Hey Hey Can You Hear Me?


Oooow

Oooow Oooow Oooow Oooow Oooow Oooow


Can You Hear Me? Can You Hear Me? Can You Hear Me? Can You Hear Me?

Can You Hear Me?

Hey.. Hey.. Hey all the way


DJ let it play.


Hey Hey Can You Hear Me?


Can You Hear Me?


( repeat 5x )

 

من اینجام ( تنها ) اما هنوزم تو رو احساس می کنم

 گاهی اوقات من با اینکه کورم اما تو رو می بینم

تو با این که اینجایی ولی خیلی از من دوری ( توی قلب منی )

وقتی تو من رو میخوای من نیستم

تو حسی مثل چرخیدن در من ایجاد می کنی ( سرگیجه می گیرم )

گاهی اوقات تو به ( همه ) اهدافت در مورد من می رسی

من روی یه قایق ساحلی ام ( تلاطمی توی وجودمه )

من نمیخوام از پا در بیام ( نمیخوام تسلیم بشم )

من نمی تونم موقعیتم رو تشریح کنم یا اینکه بگم توی چه شرایطی ام

جایی که من هستم هیچ محدودیتی نیست ، نه دیواری و نه سقفی

نه ( قدرتی برای ) تنفسی ، پس

بیا پارتی رو شروع کنیم ( بزنیم فاز بی خیالی )

هی هی هر جور که هست

دی جی اون رو Play   کن

هی هی صدای منو می شنوی ؟

او او او او او

صدای منو می شنوی ؟ صدای منو می شنوی ؟ صدای منو می شنوی ؟

صدای منو می شنوی ؟

او او او او او

تو نمیخوای بگی که توی رویای منی  

من باید یه تصمیم بگیرم

باید برم یا بمونم ؟

تو وارد سیستم ( کل وجود ) من شدی

تو روحیات من رو کنترل می کنی

من نیاز به یه دلیل برای موندن دارم

من روی یه قایق ساحلی ام ( تلاطمی توی وجودمه )

من نمیخوام از پا در بیام ( نمیخوام تسلیم بشم )

من نمی تونم موقعیتم رو تشریح کنم یا اینکه بگم توی چه شرایطی ام 

جایی که من هستم هیچ محدودیتی نیست ، نه دیواری و نه سقفی

نه ( قدرتی برای ) تنفسی ، پس

بیا پارتی رو شروع کنیم ( بزنیم فاز بی خیالی )

هی هی هر جور که هست

دی جی اون رو Play   کن

هی هی صدای منو می شنوی ؟

او او او او او

هی هی هر جور که هست

دی جی اون رو Play   کن

هی هی صدای منو می شنوی ؟

او او او او او

او او او او او او او او او او او او او او او او او او او او

صدای منو می شنوی ؟ صدای منو می شنوی ؟ صدای منو می شنوی ؟

صدای منو می شنوی ؟

هی هی هر جور که هست

دی جی اون رو Play   کن

هی هی صدای منو می شنوی ؟

او او او او او

+ نوشته شده در  ساعت 22:29  توسط گمنام  | 

 

  Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...

Sometimes you love her
Sometimes you don't
Sometimes you need it then you
don't and you let go...

Sometimes we rush it
Sometimes we fall
It doesn't matter baby we can
take it real slow...

Coz the way that we touch is
something that we can't deny
and the way that you move oh
you make me feel alive
Come on

Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...
You try to hide it
I know you do
when are you ready all is
need it come and get to

You move me closer
I feel you breathe
It's like the rose disappears
when you around me oh

Coz the way that we touch
is something that we can't
deny oh yeah 
And the way that you move oh
you make me feel alive
So come on   oh...

Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...
Ring my bell, ring my bells...

I say you want, I say you need
I can do by your face know
the way it turns me on

I say you want, I say you need
I will do all the things I
would never do you wrong

Coz the way that we love is
something that we can't fight
oh yeah
I just can't getting up oh
you make me feel alive
so come on

Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells..
I say you want I say you need

I say you want I say you need
Ring my bell, ring my bells..
Ring my bell, ring my bells

 

مرا به خاطر بیاور 4
گاهی اوقات تو اون (عشقبازی مون ) رو دوست داشتی
و گاهی اوقات این طور نبود
گاهی اوقات تو به اون نیاز داشتی پس ( زمانیکه نیازی به اون )
نداشتی ، اون رو ترک میکردی
گاهی اوقات ما با اشتیاق (عشقبازی ) میکردیم ،
گاهی اوقات سقوط میکردیم ( کم می آوردیم )
مهم نیست رفیق ما میتونیم ( آتش درونمون رو ) آروم کنیم
رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم
انکارش کنیم
و شکل حرکات تو به من زندگی می بخش
بیا و
مرا به خاطر بیاور * 2
تو سعی در پنهون کردن اون ( گذشته ما ) داری
من میفهمم که تو داری این کار رو میکنی
وقتیکه تو واقعاً من رو بخوای من میام و به تو میرسم ( کنارت می
مونم )
تو خودت رو به من نزدیکتر میکنی
من نفس های تو رو احساس میکنم
وقتیکه تو در کنار منی مث اینه که دیگه دنیا وجود نداره ( هیچ چی
غیر از تو برام مهم نیست ) آه
رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم
انکارش کنیم آه آره
و شکل حرکات تو به من زندگی می بخشه
پس بیا و
مرا به خاطر بیاور * 4
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
من از صورتت میخونم که تو به اینکه من عاشقت هستم عشق می ورزی
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوی ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
من میخوام هر کاری رو ( که تو دوست داری ) انجام بدم
و من هرگز مایل نیستم که تو ( در این مسیر ) مرتکب اشتباهی بشی
رفیق ، عشق ما به شکلی در اومده که نمیتونیم ( دیگه ) با اون مقابله کنیم ، آه نه
من ( از این عشق ) سیر نمیشم ، آه تو به من زندگی می بخشی
پس بیا و
مرا به خاطر بیاور * 2
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
ضمنا من ( هم ) میتونم با یه نگاه عشق رو در صورت تو ببینم
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
اگه تو حاضری هر کاری برای من انجام بدی ( پس ) دیگه نیازی به صبر کردن نیست ، بیا تا
با هم باشیم
با هم باشیم
مرا به خاطر بیاور
مرا به خاطر بیاور 

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:8  توسط گمنام  | 

You know I got this
feeling that I just
can't hide

I tried to tell you how I feel
I tried to tell you but I'm weak
Words don't come easily
When you get close I shiver
I watch you when you smile
I watch you when you cry
And I still don't understand
I can't find a way to tell you

I wish I was your lover
I wish that you were mine
Baby I've got this feeling
That I just can't hide

Don't try to run away
There's many things I wanna say
No matter how it ends
Just hold me when I tell you

I wish I was your lover
I wish that you were mine
Baby I got this feeling

That I just can't hide
All I need is a miracle
Oh baby all I need is you
All I need is to love you girl
Oh baby all I need is you
Baby you

I wish I was your lover
I wish that you were mine
Baby I got this feeling
That I just can't hide  3x

Just wanna be your lover
Just wanna be the one
Let me be your lover
Let me be the one
Yeah

 

ای کاش عاشق تو بودم

میدونی که این حسو دارم که نمی تونم پنهان بشم

از اینکه به تو بگم احساسم چیه خسته ام

از گفتن خسته ام اما من ضعیفم

کلمه ها آسون بیرون نمیان

وقتی که نزدیک می شی میلرزم

وقتی لبخند می زنی نگات می کنم

وقتی که گریه میکنی تماشات می کنم

و هنوز نمی فهمم

نمیتونم راهی پیدا کنم تا بهت بگم

ای کاش عاشق تو بودم

ای کاش مال من بودی

عزیزم من این حسو دارم که دیگه نمیتونم پنهان بشم

سعی نکن فرار کنی

چیزای خیلی زیادی هست که میخوام بگم

اهمیتی نداره که چجوری تموم شه

فقط وقتی بهت می گم منو نگه دار

ای کاش عاشق تو بودم

ای کاش مال من بودی

عزیزم من این حسو دارم که دیگه نمیتونم پنهان بشم

همه ی چیزی که میخوام یه معجزست

اوه عزیزم تمام چیزی که نیاز دارم تو هستی

تمام چیزی که احتیاج دارم اینه که عاشقت باشم دختر

اوه عزیزم همه ی چیزی که نیاز دارم تو هستی

عزیزم...تو

ای کاش عاشق تو بودم

ای کاش مال من بودی

عزیزم من این حسو دارم که دیگه نمیتونم پنهان بشم

فقط می خوام عاشق تو باشم

فقط میخوام منحصر باشم

بذار من اون آدم باشم

آره

+ نوشته شده در  ساعت 22:0  توسط گمنام  |